غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
35
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
او جان من بسوزد و هم جان على و فاطمه و اگر ابراهيم فوت شود اكثر الم نصيب من باشد بنابرآن انتقال ابراهيم را اختيار مىنمايم و بعد از انقضاى سه روز از اين قضيه ابراهيم وفات كرد و هرگاه حسين عليه السلام نزد خير الانام صلى اللّه عليه و آله الى يوم القيام آمدى آنحضرت قرة العين ولايت را بوسيده گفتى ( اهلا و مرحبا به من فديته يا بنى ابراهيم ) و در كشف الغمه مسطور است كه عبد اللّه بن الخشاب از ابى عوانه نقل نموده كه رسول صلى اللّه عليه و سلم فرمود كه حسن و حسين دو گوشوارهء عرشاند و در آنوقت كه بخشندهء بىمنت جنت را بيافريد با وى خطاب كرد كه تو مسكن فقرا و مساكين خواهى بود بهشت گفت يا رب چرا مرا مسكن مساكين گردانيدى ندا رسيد كه آيا راضى نيستى كه اركان ترا زينت دهم بحسن و حسين بهشت از شنيدن اين بشارت مبتهج و مباهى گشت نظم حسين است آنكه فردا باغ رضوان * ز شمع عارضش گردد فروزان بهشت از نور روى او شود پر * به دو باشد شهيدانرا تفاخر از سلمان فارسى رضى اللّه عنه مرويست كه حضرت مقدس نبوى صلوات اللّه و سلامه عليه گفت كه حسن و حسين دو پسر مناند هركه ايشانرا دوست دارد مرا دوست داشته باشد و هركه مرا دوست داشته باشد خدا او را دوست دارد و هركرا خدا دوست دارد او را به بهشت درآورد و هركه حسن و حسين را دشمن دارد مرا دشمن داشته باشد و هركه مرا دشمن گيرد خدا او را دشمن دارد و بدوزخ درآورد رباعى اى بوده مدام در تمناى حسين * اين مژده شنو ز جد والاى حسين فردوس بود جاى احباى حسين * دوزخ باشد مقام اعداى حسين و از جابر بن عبد اللّه رضى اللّه عنه منقولست كه رسول صلى اللّه عليه و سلم گفت كه ( اهتدوا بالشمس فاذا غابت الشمس فاهتدوا بالقمر فاذا غابت القمر فاهتدوا بالزهرة فاذا غابت الزهرة فاهتدوا بالفرقدين ) گفتند يا رسول اللّه آفتاب كدامست و ماه كيست و زهره چيست و فرقدان كيانند جواب داد كه آفتاب منم و ماه على ابن ابيطالب است و زهره فاطمه زهرا است و فرقدين حسن و حسيناند ( و ما احسن ما قيل ) مثنوى نيارم كه آرم من ناتوان * ثنائى سزاوار شهزادگان دو سبط رسولاند و دو قطب دين * كه باشد بر ايشان مدار يقين دو نورند همچون مه و آفتاب * كز ايشان جهانرا فروغست و تاب چو جان عين نورند و هم نور عين * دو سلطان ملت حسن با حسين ( سلام اللّه على نبينا و عليهما و على ساير الائمه الهادين و ارزقناء شفاعتهم يوم الدين ) ذكر اخبار مصطفى از واقعهء هايله كربلا جمعى از فضلاء مورخين در مؤلفات بلاغتآئين مرقوم خامهء فصاحت قرين گردانيدهاند كه ام الفضل بنت الحارث گفت كه روزى نزد رسول صلى اللّه عليه و سلم رفتم و گفتم يا رسول اللّه خوابى هولناك ديدهام از مهابت آن ترسيدهام فرمود كه چه ديدهاى گفتم ديدم كه پارهاى از جسد تو بريدند و در كنار من نهادند فرمود كه نيك خوابى